جغرافیا و برنامه ریزی شهری

جغرافیا و برنامه ریزی شهری

جغرافیا و برنامه ریزی شهری

سعی داریم در این وبلاگ علاوه بر به اشتراک گذاشتن مقالات و کتابهای جغرافیایی بخوص در زمینه برنامه ریزی شهری،در مورد کنکور ارشد و دکتری جغرافیا در حد توان به دوستان کمک کنیم و همچنین از کمکهای دوستان استفاده کنیم. استفاده از مطالب و فایلهای وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع می باشد. با تشکر

طبقه بندی موضوعی
آشفتگی های وضع مسکن و بهداشت محیط در شهر، پایه گذار حرفه ما بود. و با یرلوحه منافع همگان حقانیت داد به حضور ما در دفاع از صدای بی صدای آن. این تحولات برای پاسخ گوئی اش حرفه برنامه ریزی شهری همچون یک اصلاح گرا عمل کرد. با پذیرش نظام سرمایه داری مسلط عمدتا پیکر او بر ابزار مهندسی و بعد کالبدی شهر متمرکز کرد. در نتیجه تلاشی عملا بر تثبیت و تداوم نظام و محتوای شهر صنعتی بود که تا قرنی پاسخ گو بود. اما به موازات آن گروهی بودند که طرحی نو درانداختندکه به کنار از قدرت اجرائی اندیشه های زندگی دیگری را و نه صرفاً سامان دادن به وضع موجود برای تداوم وضع موجود را پایه اش را میریختند. در نمونه معروف باغ شهر میدانید که « کوارت » محتوای این طرح که یک زمین تعاونی بود، همه کنار گذاشته شد و ظاهر این طرح گرفته شد. به هر حال آنچه که در این محیط ناپایدار جهان باید به آن توجه شود ضرورتی است برای باز تعریف حرفه ما.
که از همان پیدایش حرفه که منافع همگان بود منشا می گیرد. به یک سال گذشته و انواع اتفاقهای جهان نگاه کنید که پیوسته با پسوند بی سابقه ای از آن اسم برده می شود. سیل تایلند، آتش سوزی جنگلهای اندونزی، جنگلهای مسکو، طوفان نیویورک و در کشور خودمان.. همه چیز حاکی از این است که آن نظمی که برپایه آن می خواهیم سامان برهیم، چه چیز را سامان بدهیم؟ مبنای اش را باید از اول نگاه کرد. یک برنامه ریز شهری فضیلتی در روال توسعه کنونی نمی بیند که محافظ کار باشد و بخواهد حفظ اش کند. شکاف اجتماعی در حال افزوده شدن است. محیط زیست در حال تنزل و رو به نابودی است. بزرگترین ذخیره آب شیرین جهان از بین خواهد رفت.


این بار مسایل به گونه است که در حرفه ما ختم نمی شود. نگاه ما باید به حرفه های دیگر هم باشد. باید دانش و فنون جدید را یاد بگیریم و با آنها کار کنیم. به هر حال واقعیت این است . به یک دگرگونی بزرگ نیاز است برای پایداری جهان. آیا می توانیم شهری بسازیم در یک محل ؟ می توانیم اتاق پایداری در یک خانه ویران داشته باشیم؟ کشیده شده رشته مان به یک برنامه ریزی فضائی کلان. کشیده شده به اینکه با رشته های دیگر در سطوح مختلف برخورد کنیم. خوشبختی بی سابقه ای در جوامع، برخی جوامع چون جهان شمول شدن، جهان شمول نیست. گزینشی عمل میکند. به وجود آمده اما نه می تواند برای همه باشد و نه می تواند برای همیشه باشد. باید به راهی دیگر بیاندیشیم . اما چرا برای حل این معضل بنده اجتماع محلی را پیشنهاد می کند. ساختار از یک اجزاء و روابطی ایجاد می شود. رستگاری قدمی است که شما را از جا بکند. قرار نیست به آن قله کوه برسیم. در همین اجزا روابط است که آن ساختار عوض می شود. چرا باید ایستاد و همه چیز را موکول کرد به یک شخص و شرایط دیگر؟ حرفه ما میتواند این کار را انجام دهد و در ظرف فضائی کوچک اجتماع محلی گروهی که احساس تعلق و همبستگی دارند به دلیل این ایده جدیدی که ما داریم می گوئیم جهان محدودیت رشد دارد. پس درونش نمی توان بی نهایت رشد داشت. آنکس که فکر می کند رشد لازمه توسعه است برای تمام جهان ، یا مجنون است و یا اقتصاد دان سنتی. ما باید بازتوزیع را بهتر از دیروز نه بیشتر از دیروز درباره اش فکر کنم. بنابراین در این دیدگاه پاسخ گو کردن آنچه که ناپایداری را میسازد به بیان کاسترز یک فضای جریانی در جهان هست و شبکه هایی هستند که سرمایه فرا ملتی هست که پایبند به محیط نیست. امروز که استفاده می کنند چون محیط را تهی می سازد، صبح گاهان تا قبل از اینکه شهروندان از خواب بیدار شوند، مکان را ترک می کنند و به نقطه دیگری می رود و اجتماع محلی می ماند و ناپایداری. ما به آن تزریق و انگیزه هم نیاز داریم. بحث بر سر این است که چطور قدرتهای بی مکان را در مکانهای با قدرت ناشی از اجتماع محلی، پاسخ گو کنیم و به راه راست هدایت کنیم. بحث دگرگونی بزرگ را مطرح می کنم. تغییر یک روابط راستین و عمیق است که از واحد اجتماع شروع میشود. از ما شروع میشود. به قول مهاتما گاندی: دگرگونی را از خود شروع کنیم تا بتوانیم دگرگون کنیم. خلاصه عرایضم برای رسیدن به بحث حرفه مان این هست که ما نمیتوانیم به روال کنونی به چاره جوئی بپردازیم. زیرا این روال ، ناپایداری را به عقب می اندازد و اصل را تغییر نمیدهد. اگر قرار است ماموری، معذور نباشیم تعهد حرفه به برپائی اجتماع پایدار ما را به عمل بازتابی نمی کشاند. ما را به یک عمل دگرگون کننده می کشاند. این دگرگونی با رویکرد مسلط کنونی در کارگزاری دستور تعیین شده از بالا، نمی خواهد. با تحول در فرایند برنامه ریزی شهری با مشارکت محلی شروع می شود. شعار درستی امسال انتخاب شده
« تغییر گفتمان از دولت محوری به شهروند مداری » و امید است در سالهای بعد به اجتماع محوری. به باور راسخ بوم و اجتماع محوری رسیدن به جای اقتصاد و انسان محور بودن و به این ترتیب حرفه را از پای میز کامپیوتر از پنجره نگاه کردن و به زمین اجتماع رفتن و با اجتماع کار کردن. فراورده امروزه برای ما اهمیتش از فرآورده بیشتر شده. امروز ما نیاز داریم با مردم به یک جهت حرکت کنیم. نقش ما یک کارگزار تحول است چون به اجتماع رویایی نگاه نمیکنیم و می دانیم احتیاج به یک سرمایه گذاری و کارگزاری دارد. باید به فضاهای اجتماع محلی فکر کرد و بعد نیاز دسترسی شان را که هرچه جابه جائی کمتر دسترسی بیشتر و از جمله خودرو را حداقل نقش اش را کم می کنم. اگر برنامه ریز شهری در دگرگونی فضای ناپایدار کنونی از طریق توسعه اجتماعی تسهیل را انجام ندهد، ناسازگی است. اما سازوارگی برنامه ریزی شهری با توسعه پایدار اجتماعات در صورت کارگزاری، دگرگونی بزرگ است. راهی است بسیار دشوار ولی همراهان مصمم و صمیمی در حرفه، شجاعت طی این راه نوین را به همه خواهد داد.


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۱۹
رضا کانونی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی